پوست کلف

به زنت علاقه دارم . باید طلاقش بدی

اعترافات زنی جوان راز قتل شاگرد راننده یی را که در حوالی ترمینال جنوب کشته شده بود افشا کرد و عامل جنایت را به دام انداخت.

به گزارش خبرنگار ما شامگاه30 تیرماه مسوولان بیمارستان رسول اکرم(ص) از مرگ جوانی به نام رضا خبر دادند و از ماموران خواستند برای تحقیق درباره فوت این مرد که مورد اصابت ضربات چاقو قرار گرفته بود، به بیمارستان مراجعه کنند. با آغاز بررسی های پلیسی مشخص شد مقتول جوانی24ساله به نام رضا است که از ناحیه گردن و سینه مورد اصابت ضربه چاقو قرار گرفته است. پس از انتقال پیکر قربانی به پزشکی قانونی گروهی از کارآگاهان ماموریت یافتند به تحقیق درباره علت قتل رضا بپردازند و قاتل یا قاتلان او را شناسایی کنند.

در مرحله نخست مشخص شد رضا شاگرد یک راننده اتوبوس در ترمینال جنوب بوده و در همان حوالی محل کارش نیز در جریان یک نزاع از پای درآمده است. در حالی که دو فرضیه قتل از پیش طراحی شده و جنایت در پی دعوای خیابانی در این پرونده متصور بود، کارآگاهان به بررسی فهرست مکالمات تلفنی مقتول پرداختند. از آنجا که نام زنی به نام مهدیه در این لیست چندین بار تکرار شده و مقتول آخرین بار ساعتی قبل از مرگ نیز با وی تماس گرفته بود، کارآگاهان این زن را مظنون تشخیص دادند و پس از انجام ردیابی های ویژه وی را صبح روز پنجشنبه بازداشت کردند. زن ??ساله که ابتدا منکر آشنایی با رضا بود و می گفت اطلاعی از این جنایت ندارد پس از چند ساعت بازجویی سرانجام شوهر ??ساله اش- جواد- را به عنوان قاتل اصلی معرفی کرد. او درباره وقایع پشت پرده این جنایت گفت؛ سه ماه پیش عازم سوریه شدم. رضا شاگرد راننده اتوبوس کاروان ما بود. او طی سفر باب گفت وگو را با من باز کرد و با وجود اینکه به وی گفتم متاهل هستم شماره تلفن مرا گرفت تا به قول خودش با هم رفت وآمد خانوادگی داشته باشیم. چند روزی از بازگشتم به تهران گذشته بود که شاگرد راننده با من تماس گرفت و گفت باید از شوهرم طلاق بگیرم و با او ازدواج کنم. برخورد تند من با این جوان فایده یی نداشت و او از آن پس مزاحم من می شد و زندگی ام را مختل کرده بود تا اینکه به ناچار موضوع را به شوهرم جواد اطلاع دادم.مهدیه ادامه داد؛ در همان روزهایی که رضا سعی داشت مرا وادار کند با وی رابطه داشته باشم، یک روز سرزده به خانه مان آمد. آن زمان شوهرم در منزل نبود و تلاش من نیز برای بیرون کردن رضا از خانه بی حاصل بود. دقایقی بعد جواد از راه رسید و رضا با دیدن او پا به فرار گذاشت. شوهرم که قبلاً نیز از مزاحمت های این جوان به شدت عصبی و برآشفته شده بود این بار دیگر طاقت نیاورد و گفت هر طور شده باید پای رضا را از زندگی مان بیرون بکشد. او شماره موبایل مرد مزاحم را از من گرفت و طی گفت وگوی تلفنی از او خواست دست از این رفتارهایش بردارد اما رضا نه تنها عذرخواهی نکرد بلکه گفت حاضر به عقب نشینی نیست. او سپس از همسرم خواست به صورت حضوری یکدیگر را ملاقات کنند که در نهایت این دیدار به قتل انجامید.در پی اعترافات مهدیه شوهر او به دستور بهروز هنرمند بازپرس شعبه چهارم دادسرای امور جنایی تهران بازداشت شد و به ارتکاب قتل اقرار کرد. جواد گفت؛ مزاحمت های رضا زندگی ما را به هم ریخته بود و وی به هیچ وجه حاضر نمی شد از رفتارهای نادرست خودش دست بردارد تا اینکه قرار ملاقات گذاشته شد. من اصلاً قصد نداشتم او را بکشم و فقط می خواستم از طریق گفت وگوی مسالمت آمیز به ماجرا پایان دهم، به همین دلیل هم روز حادثه مهدیه و پسر چهارساله مان را با خودم بردم تا به رضا بگویم ما صاحب فرزند هستیم و بهتر است او بیش از این مزاحمت ایجاد نکند اما برخلاف انتظارم رضا در برابر من جبهه گرفت و گفت به مهدیه علاقه دارد و من باید او را طلاق دهم تا وی بتواند همسرم را به عقد خودش درآورد. او ناسزاهایی نیز به من گفت که سبب شد نتوانم خشم ام را کنترل کنم و با چاقو دو ضربه به وی زدم.بنابر این گزارش در حالی که هر دو متهم اکنون در بازداشت به سر می برند تحقیقات پیرامون صحت و سقم ادعاهای آنان درخصوص انگیزه قتل ادامه دارد.

نویسنده : حمیشه : ٦:٤٩ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/٥/٩
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم