پوست کلف

خاطرات شما از ازدواج موقت2

خاطره از پسر 22 ساله ( مادر 3 فرزند و همبستری در مسافرخانه )
سلام بر تمامی پیروان راستین ائمه اطهار من پسری 22 ساله هستم و از ابتدای دوران بلوغ ، علاقه زیادی به مسائل جنسی داشتم وتا اینکه روزی در رساله عملیه مشاهده کردم که می توان راه ازدواج موقت را پیش گرفت. ولی راستش نمی دانستم از کجا شروع کنم؟ و شخص مورد علاقه را پیدا کنم. در مفاتیح الجنان خواندم که هر کس حاجت داشته باشد و جهت یافتن آن روز پنجشنبه بیرون رود و... ان شائ الله کارش درست می شود با شرایطی/ من هم آن روز با ماشین بیرون رفتم و در راه به خانمی چادری و تقریبا 33 ساله برخورد کردم و اون رو به عنوان مسافر سوار کردم در ماشین سر صحبت را از شهر و غیره باز کردم تا به بحث ازدواج جوانان و مشکلات پیش رو پرداختم و به او گفتم که آیا خانمی را سراغ دارد که با ما با این شرایط بسازد؟ ایشان هم گفتند که بله و آن من هستم و دو سال پیش شوهرم فوت کرده و 3 تا بچه دارم و 6 ماه هم صیغه یک مرد که در بیمارستان کار می کرد بودم سپس قرار و مدار گذاشتیم و مهریه را مشخص کردیم و همانجا در ماشین صیغه را به او یاد دادم و او هم خواند بعد به مسئله مهم جا و مکان همخوابی رسیدیم که من یک آشنا داشتم که از روحانیون بود و برگه صیغه نامه می داد و مدارک گواهی فوت شوهر و 2 قطعه عکس و شناسنامه او و خودم را گرفتم و به دوستم با 5 هزار تومان پول دادم او هم برگه را داد و ما به یک مسافرخانه رفتیم و یک اتاق گرفتیم و درون اتاق رفتیم و..... و الان حدود 1 سال است که هم صیغه هستیم و مدت را هر 6 ماه یکبار تمدید می کنیم.

نویسنده : حمیشه : ۱٠:٢۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/٥/٢
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم