پوست کلف

آقای رییس جمهور ; فرار مغزها را در پدیده «قطبی» دیدید؟

1-   افشین قطبی برای فوتبال ایران یک پدیده منحصربفرد بود، نمادی از ایرانیان خارج نشین که تمام هوش و حواسشان به ایران است و عطش تنفس در خاک کشور ووطن به دغدغه هر روزشان تبدیل شده است. ایرانیانی که هم تعصب دارند و هم تعهد، هم تخصص دارند و هم احساس و می خواهند به هر شکلی سهمی کوچک در پیشرفت داشته باشند. هنوز هم صحنه های خوشحالی افشین قطبی را پس از قهرمانی در رختکن پرسیپولیس بیاد داریم که شادمانه فریاد می کشید، هیجان انگیز همه را در آغوش می گرفت و مشت های گره کرده اش را در هوا می چرخاند.
2-   ایرانی را باید در هر جایی از جهان   بچشم یک «سرمایه» دید، هموطنان خونگرمی که پله های ترقی را با اتکا به خود و خمیرمایه ذهنی و بستر آماده شان طی می کنند و به مدارج عالی علمی می رسند. شرایط مهیای کشورهای توسعه یافته و فراهم اوردن امکانات و ابزار لازم برای نخبگان موجب می شود که آنها متعهدانه به تخصصشان بپردازند و پیشرفت را نه برای خود یا کشور هدف بلکه برای بشریت به انجام برسانند و بتوانند استعدادهای خود را شکوفا سازند. اما ناگفته پیداست که هستند نخبگان ایرانی در  خارج از کشور که حاضرند با کمترین امکانات و ابزار اما شرایطی مهیا و نگاهی معتمدانه به وطن قدم بگذارند و تحقیق ها و فعالیت هایشان را در میان مردمانشان پیبگیرند و افشین قطبی تنها نمونه ای کوچک از این عزم و تفکر در میان هم نسلانشان است.

3-   افشین قطبی را با چه نگاهی بیاد دارید؟ او همان کسی است که با شعار «سازمانداری» به وطن پا گذاشت و وقتی مشکلات را از نزدیک دید تصمیم گرفت با «قلب شیر» به دوپینگ روحی بپردازد و پایان کارش را در برنامه 90 به همه اعلام نمود: اینجا «چالش» بسیار است. سیر تفکرات یکساله قطبی از سازماندهی تا چالش را باید آسیب جدی مدیریت کشور دانست که تازه ترین اندیشه ها و بکرترین تفکرات را وار فازهای حاشیه ای و جنجال های خسته کننده می کند تا نام «چالش» بر آن نهاده شود و همه را از اهدافشان دور سازد. قطبی کنایه آمیز به خبرنگاران می گوید:«به موهای من نگاه کنید، وقتی آمده بودم همه شان سیاه بود» ...و حالا بر روی شقیقه های این مرد موهای سپیدی می بینیم که از جنس استرس، فشار و چالش است.

4-   «به این نتیجه رسیدم که 60% پرسپولیس باید تغییر کند اما تصمیم گرفتم تا خودم بروم» نهیب دلسردکننده ای است، سیستم یک تیم قهرمان تا بدین حد معیوب و نادرست است و بیش از نیمی از آن توان بهسازی ونوسازی را ندارد. اگرچنین مجموعه ای که به قهرمانی رسیده تا بدین حر نارسایی دارد پس سایر تیم ها در چه وضعیتی بسر می برند؟ تفاوت دیدگاه قطبی و استیلی 60% است و این یعنی دو خط موازی چه تلاشی برای در کنار هم بودن بخرج داده بودند. از آن مهمتر فوتبال مکعب کوچکی از سیاست و اقتصاد یک کشور است و این موضوع را می توان به سایر بخش ها تعمیم داد. سیستم معیوب مدیریتی کشور یکی از «چالش» های غیرقابل حل گشته است و مدیران بجای حل مسئله مبادرت به حذف صورت مسئله می نمایند و بجای علت، معلول را از میان بر می دارند. قطبی حتی در آخرین روزها هم برای مملکتش تدریس می کند.

5-   آقای رییس جمهور! ساده ترین نمایش فرار مغزها را در منویات قطبی برای ادامه کار دیدید، مردی که عشق به کار در وطن ذره ذره وجودش را قلقلک می دهد اما مشکلات و عدم بستر مناسب، روح و روانش را رنج می دهد تا عطای کار را به لقایش ببخشد و «قهرمان مردم» بودن را به «سرمربی قهرمان» ماندن ترجیح دهد. آقای رییس جمهور! وقتی حضور شما را در همه عرصه های فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، تاریخی و ورزشی میبینیم، انتظار داریم تا در این حوزه هم تعمق کنید و دردها را حس نمایید و مشکلات را دریابید. شما هم حتما متوجه شده اید که چه عواملی موجب خروج قطبی شد و از آن مهمتر چه راه حلی را باید در نظر داشت؟

نویسنده : حمیشه : ۸:٤۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۳/٢٧
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم